معين الدين محمد زمچى اسفزارى

338

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

حاجت ميروند « 1 » [ و در پاى اين طاق سنگ دست برآورده دعا مىكند و حاجت ميخواهد ] اگر چكيدن آب زياده « 2 » مىشود برواشدن مطلوب خود اميدوار ميشوند و گرنه محروم بازميگردند ، و در وقت دعاء بعضى چكيدن آب چنان غالب ميگردد كه ميريزد و بسيار كسان ديده‌ام كه اين حالت را معاينه مشاهده كرده‌اند . و بدعاى بعضى « 3 » [ كه حاجت ايشان اصلا روا نخواهد شد ] آب از چكيدن مىايستد ، « 4 » [ و پدرم وقتى به آنجا رسيده بود يكى از مردم آنجا كه همراه بوده اين بيت كه شخصى در باب آن كوه گفته بوده خوانده ، بيت : غميست بر دل خصمت چو كوه باراندك * هنوز بر دل خصم تو هست بار اندك پدرم اين بيت ديگر در بديهه بنظم آورده : شريدگان « 5 » چه روى سوى كوه باراندك * ترا كه زاهد شهرى چه كار بار اندك ] . و شيخ محمد شاه « 6 » از فراه بعلوم ظاهرى و باطنى مشهور بوده « 7 » ، و مرتبهء عالى داشته و بواسطهء مريد شاه على فراهى بوده ، وقتى از راه هرمز متوجه « 8 » زيارت

--> ( 1 ) - عبارت : [ و در پاى اين طاق سنگ دست برآورده دعا مىكند و حاجت ميخواهد ] از زيادات مج است . ( 2 ) - مج : زياد . مك . مد : زياده . ( 3 ) - عبارت : [ كه حاجت ايشان اصلا روا نخواهد شد ] از زيادات مج است . ( 4 ) - عبارت : [ و پدرم وقتى به آنجا رسيده بود . . . شهرى چه كار بار اندك ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - اين كلمه در اصل بىنقطه است ، و چون از زيادات نسخهء مج است تصحيح آن ميسر نشد . ولى ظاهرا مخفف شوريدگان است قياسا اصلاح شد ؟ . ( 6 ) - مج : محمد شاه بعلوم . مك : محمد شاه از فراه بعلوم . ( 7 ) - مج : مشهور بود . مك . مد : مشهور بوده . ( 8 ) - مج : متوجه زيارت مكه . مك : متوجه مكه .